این متن را برای کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل ارسال کنید
ما از شما مىخواهيم كه با استفاده از كليهى اختيارت و امكانتتان از ويرانى و نابودى اين گورستان كه سند جنايتى بزرگ است و نماد حافظهى تاريخی مردم ایران، به فوريت پيشگيرى كنيد.
اعتراض کنید
این متن را برای کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل ارسال کنید
عالى جناب ناوانتيم پيلى، كميسر عالى حقوق بشر ملل متحد
با درد و اندوه فراوان آگاه شدهايم كه ماموران جمهورى اسلامى در فاصلهى ٢٠ تا ٢٧ دى ماه ١٣٨٧ گورهاى فردى و جمعى گلزار خاوران را ويران ساختهاند و سپس با ريختن خاك نرم درسطح زمينِ صاف گشته، به درخت كارى در اين تنها گورستان شناختهشده جانباختگان كشتار بزرگ تابستان١٣٦٧ و نيز ديگرانديشانى كه پيش از آن تاريخ به دست آمران و عاملان جمهورى اسلامى كشتهشدهاند، برآمده اند.
ما از شما مىخواهيم كه با استفاده از كليهى اختيارت و امكانتتان از ويرانى و نابودى اين گورستان كه سند جنايتى بزرگ است و نماد حافظهى تاريخی مردم ایران، به فوريت پيشگيرى كنيد.
با احترام.......
With deep disbelief and disdain we have become aware that the authorities of the Islamic Republic of Iran have undertaken the destruction of Khavaran Cemetery, the only known site of mass and individual graves of the victims of the Great Massacre of political prisoners in the summer of 1988 and other non- Moslem dissidents executed in Iran through out the Seventies.
I beg your honor to urgently take action demanding the authorities of the Islamic Republic of Iran to immediately stop this barbaric operation.
The destruction of Khavaran is tantamount to the eradication of an important material evidence of a historic crime.
Respectfully,
از طریق ای میل
InfoDesk@ohchr.org
آدرس پستی
Bureau du Haut-Commissariat aux droits de l’homme
Palais Wilson
52 rue des Pâquis
CH-1201 Genève, Suisse

صلح ،خواب کودک است.
صلح ،خواب مادر است.
گفتگوی عاشقان در سایه سار درختان، صلح همین است.
***
وقتی پدر به خانه باز می آید
با سبدپوشال انباشته از میوه
با لبخندی در چشمان
و دانه های عرق بر پیشانی
مانند نمی که از کوزه سرد
جل. پنجره می تراود...
صلح، همین است.
***
وقتی جای زخم
بر چهره جهان رنگ می بازد
و در گودال بمب ها درخت کاشته می شود
هنگامی که شکوفه امید
در دلهای گداخته بار می آید
وقتی مردگان
به آرامی می خوابند
و باور دارند:
که خونشان هدر نخواهد رفت
آنگاه، صلح همه جا را فرا می گیرد.
***
صلح بوی مطبوع شام است
صلح، لحظه ای است که دیگر
توقف اتومبیلی در خیابان
هراس برنمی انگیزد
وزمانی است
که کوبیدن بر درگاه
نشانه دیدار یک دوست است
صلح هنگامی است
-که به دلخواه-
از پشت پنجره های بازش
به آسمان بنگریم
وچشم ما روشن شود
به طبل رنگینش
که در دور ها نواخته می شود.
***
صلح، یک جام شیر داغ است
یک کتاب است
در دستان کودکی که بزرگ می شود
صلح، هنگامی است که سنبله ها
خم می شوند و برای یکدیگر نجوا می کنند:
"روشنایی ، روشنایی"
لحظه ای که نور افقها را در من نوردد
صلح، همین است.
***
وقتی زندانها کتابخانه می شوند
و شبانه
از درگاهی به در گاه
صدای ترانه می آید
وقتی ماه بهارانه
از پشت ابری بیرون من آید
مانند کارگری که
هم اینک ریش خود را
تراشیده و
از مغازه سلمانی محل
در عصر شنبه خارج شده است
صلح، همین است.
***
یا نیس ریتسوس شاعر یونانی
دانشجویان دانشگاه شیراز را آزاد کنید


اگر این زن افغانی بود فعالان حقوق زنان ایرانی چه می کردند؟
فعالین حقوق کودکان نمی بینند؟



دریغ از یک خط که در وبلاگتان در مورده غزه نوشته با شید. دو باره عکس ها را نگاه کنید. شاید این ها هم انسان باشند.

پی نوشت :اجرای حکم سنگسار در مشهد