بیش از 2200 نفر به فراخوان ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه «حمایت از خانواده»
پیوستند.در میان امضا کنندگان ،اسامی شخصیت های برجسته فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی با گرایش های مختلف فکری، سیاسی دیده می شود. امضاکنندگان اولیه این فراخوان ضمن انتشار این 2200 امضا اعلام کرده اند که ارسال امضا ها همچنان ادامه دارد و نام امضا کنندگان جدید در گزارش های بعدی اعلام خواهد شد *
متن کامل فراخوان و امضاها به این شرح است:
امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.
در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.
در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.
در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.
با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.
مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.
از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.
به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.
برای پیوستن به این ائتلاف اسامی خود را به این آدرس ایمیل بفرستید
layehe.zedekhanevadeh@gmail.com
اطلاعات بیشتر را در وبلاگ ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه ضد خانواده ببینید

فرد ون لی وون،رئیس سازمان جهانی معلمان در نامه به احمدي نژاد از فرزاد کمانگر دفاع كرد. در اين نامه آمده است:"من باز هم از سوی سازمان بین المللي آموزش (ایی آی) برایتان نامه می نویسم تا از تائید حکم اعدام فرزاد کمانگر؛ فعال اتحادیه معلمان اظهار تاسف کنم. ایی آی از کمپین انجمن صنفی معلمان ایران و کمپین عفو بین الملل برای بازنگری در پرونده فرزاد کمانگر توسط یک دادگاه عادلانه مبتنی بر معیارهای پذیرفته شده کشور ایران و بین المللی حمایت می کند. ایی آی همچنین از مقامات ایران خواستار تغییر در حکم اعدام فرزاد کمانگر است زیرا که مجازات اعدام جبران ناپذیر است و هیچ نظام قضایی ایی نباید خطر محکوم کردن یک انسان بی گناه را جاری کند." فرزاد کمانگر دبیر هنرستان کار و دانش شهرستان کامیاران و عضو هیأت مدیره و مسئول روابط عمومی انجمن صنفی فرهنگیان کردستان (شاخه کامیاران) در زندان اوين به سر مي برد و حكم اعدام او از سوي دیوان عالی کشور تائید شده و برای اجرا به دایره اجرای احکام زندان رجایی شهر ابلاغ شده است.
رئیس سازمان جهانی معلمان با اشاره به گفته هاي خليل بهراميان ، وکیل کمانگرمي گويد:«" هیچ سندی برای توجیه اینکه کمانگر "امنیت ملی را به خطر انداخته است" وجود ندارد. ایی آی همصدا با سایر سازمانهای حقوق بشر، جبهه گیری علیه فرزاد کمانگر را بخاطر کرد بودنش، عضو انجمن صنفی معلمان کردستان و همچنین مدافع حقوق بشر و حقوق اقلیتها بودن، محکوم می کند.طبق اخباری که اخیرا به دست ایی آی رسیده است، سه معلم عضو انجمن های صنفی معلمان کامیاران – شهرستان زادگاه فرزاد کمانگر- به نام های حسن قربانی، احمد قربانی و کاوه رستمی، در تاریخ دوم مرداد ماه پس از شرکت در نشستی که توسط انجمن صنفی معلمان تهران برای توقف حکم اعدام فرزاد سازماندهی شده بود، مفقود شدند. این امر حکایت از طرح تهدید اعضای انجمنهای صنفی معلمان دارد."
فرد ون لی وون مي افزايد:"ایران عضو قدیمی سازمان جهانی کار است و به همین خاطر لازم است که به بیانیه آی ال او در باره اصول بنیادین و حقوق در کار که آزادی تشکل ها را تضمین می کند، پایبند باشد و آن را رعایت کند.
دستگیری، بازداشت وسرکوب اعضای اتحادیه های کارگری بخاطر فعالیتهای مشروع و بحق اتحادیه کارگری شان، نه تنها نقض جدی حقوق اتحادیه کارگری است بلکه ایجاد کننده فضای ترسی است که با فعالیتهای اتحادیه کارگری در ایران مغایرت دارد."
او همچنين ازاين كه کمانگر در دوران بازداشت شکنجه شده و از معالجات پزشکی محروم بوده اظهار تاسف می کند:" ایی آی از مقاما ت ایرانی خواستار بررسی و تحقیق در باره گزارشهای مربوط به شکنجه است و همچنین می خواهد که تضمین کنند که در آینده هیچ فرد بازداشت شده ای، مورد شکنجه و بد رفتاری قرار نخواهد گرفت." ایی آی در ماه می سال جاری، از آقای اصغر خواجی سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در بروکسل تقاضای ملاقات کرد. تا به امروز، سفارت جمهوری اسلامی ایران در بروکسل موفق نشده است که تاریخ چنین ملاقاتی را تنظیم کند. ایی آی امیدوار است که باب گفتگو با مقامات ایرانی بعنوان ابزار توسعه درک بهتر در یک فضای همکاری و منافع متقابل گشوده شود.
تفاوت
مرداد
یعنی نیستی
مرداد
یعنی مرگ
-نفرین به این مرداد-
از تیر تا مرداد ۳۰ روز است
-در تقویم-
اما در زمان هیهات
زینب بایزیدی، فعال حقوق زنان و عضو انجمن زنان آذر مهر ، از تاریخ 19 تیر ماه 1387 با احضاریه تلفنی به ستاد خبری اطلاعات مهاباد فراخوانده شد و بعد از بازجویی بدون تفهیم اتهام و هیچ توضیحی دستگیر و به زندان عمومی مهاباد منتقل شد .
زينب بايزيدي از فعالان حقوق بشر که در حوزه حقوق زنان فعاليت مي نمود ، صبح 10 مرداد پس از 23 روز بازداشت و بلاتکليفي از بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مهاباد به دادگاه انقلاب منتقل و مراحل بازپرسي پرونده را طي نمود.
وي بعنوان عضويت در چندين نهاد و انجمن مدافع حقوق بشر و خاصه فعاليتهايي در حوزه حقوق زنان مورد تفهيم اتهام قرار گرفت ، خانم بايزيدي تمامی اتهامات نسبت داده شده به خود را به جزء همكاری با كمپين يك ميليون امضاء را رد کرده و در همين رابطه در دادرسي مربوطه به دفاع از خود پرداخت .
وی در طي يک پروسه پرابهام و نامعلوم قضائي و تنها در عرض 32 روز به 4 سال حبس تعزيري توام با تبعيد محکوم گرديده است درحالي که حتي نامبرده وکيلي براي دفاع در اختيار نداشته است .
زينب بايزيدي در اعتراض به حکم صادره و مشکلات خود در زندان از روز يکشنبه مورخه 20/5/87 دست به اعتصاب غذا زده است .
ما جمعی از فعالین حقوق بشر ٬ فعالین عرصه های سیاسی ٬ کارگری ٬ اجتماعی و زنان در ایران و خارج از ایران ٬ ضمن محکوم کردن هر گونه تعلیق ، اخراج ، دستگیری و پیگرد دانشجویان و فعالین سیاسی ٬ زنان ٬ کارگری و اجتماعی ، خواهان آزادی فوری و بدون و قید و شرط آنان هستیم و روند رسيدگی به پرونده زينب بايزيدی را ظرف يك ماه كه از دستگيری ايشان میگذرد پرنقص و صدور حكم 4 سال حبس در تبعيد برای ايشان را كه در دادگاهی بدون حضور وكيل صورت گرفته بسيار سنگين و اتهامات نسبت داده شده به وی را پرابهام میدانیم و خواهان آن هستیم تا امكان يك دادرسی عادلانه و علنی برای اين فعال كُرد فراهم گردد.


محمد هاشمی و بهاره هدايت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت (طیف علامه)بعد از ۳۳ روز بازداشت . ظهر امروز(شنبه) آزاد شدند.
باوجود اينکه از
دو هفته قبل برای اين دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت قرار کفالت صادر شده بود اما مقامات قضايی از آزادی هدايت و هاشمی خودداری می کردند.
محمد هاشمی و بهاره هدايت در ۲۳ تيرماه گذشته و به دنبال ورود نيروهای امنيتی به منازل پدری شان بازداشت شده بودند.
یک پسر بچه ۱۳ ساله ۴ ساله پیش مرتکب قتل شده.پسرک را محکوم به اعدام کردند. سه
هفته دیگر پسرک را عدام میکنند.
این آخرین نامه بهنود است :
اي کاش گنجشکاني که از بالاي ديوار بلند زندان رد مي شوند، حرف هايم را مي شنيدند و بر ايوان خانه شما مي نشستند و برايتان بازگو مي کردند. بچه يي بودم که تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت. هيچ گاه فکر نمي کردم بي مادري اينقدر سخت باشد. بيش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگي ام در يک روز خلاصه شده. سه سال است در يک روز زندگي مي کنم. سه سال دائم مسيري را که آن روز رفتم مي روم و هر چه تلاش مي کنم که برگردم، نمي شود. در خودم فرو مي روم، در خودم فرياد مي زنم، به خدا نمي خواستم چنين شود، اي خدا چرا اين طور شد. چرا تا آخرين لحظه عمرم شرمسار کساني هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگويم و بيان کنم که اين بهنود آن موقع نفهميد چه شد. ولي امروز با تمام وجود از آنچه شده پشيمان است و هر روز سر بر خاک مي سايد و هر روز از خدا تقاضاي بخشش مي کند.
من طي اين سال ها بارها و بارها در يک روز زندگي کردم و آن هم بدترين روز زندگي ام. بارها و بارها مرده ام ولي باز نفس کشيدم و باز در انتظار مردن دوباره هستم. به خدا هيچ کس نمي داند سنگيني اين بار چيست، همان گونه که هيچ کس نمي داند داغ فرزند چيست. من شرمنده يي ابدي هستم که انساني را، جواني را، عزيزي را کشتم. اي کاش نمي رفتم، اي کاش آن روز به محل دعوا نمي رفتم.دو بار مرا براي اجراي قصاص به سلول انفرادي بردند، شب هاي تلخ و سرد و سنگيني بود.نمي دانم چه بگويم هزاران بار مردم. مي خواستم گريه کنم، اشکي نبود. مي خواستم ناله کنم، صدايي در وجودم باقي نبود.مي خواستم در تنهايي مادرم را در آغوش بکشم و اشک بريزم ولي جز ديوار سفيد و آهن سرد هيچ چيز نبود. به آخر عمري مي رسيدم که هيچ چيز جز تلخي از آن نديده بودم و در پايانش جز بار شرمندگي و پشيماني چيز ديگري برايم باقي نمانده بود.زندانبان کليد را گرداند و گفت برخيز وقت رفتن است.صداي کليد قلبم را لرزاند، به ياد درد جانکاه شما افتادم، زماني که فرزندتان را ديديد.
مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگي ام در همين دقايق جلوي چشمم گذشت و ياد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهاي فراواني داشت.زماني که در پاي چوبه دار به من گفتند، يک ماه فرصت داري تا رضايت بگيري با ديدن برادر احسان عرق سرد خجالت بر پيشانيم نشست. مرا به زندان برگرداندند.در سلول بغضم ترکيد. خدايا چگونه به آنان بگويم شرمنده ام، شرمسارم.شب با مادرم نجوا مي کردم، مادر کجا رفتي؟ چرا زود مرا تنها گذاشتي؟اگر تو بودي چه ها نمي شد، اي کاش بودي، اي کاش به در خانه آنها مي رفتي، اي کاش از آنان مي خواستي در حق من بزرگي کنند، اي کاش از آنان مي خواستي که اين افتاده بر زمين ندامت و پشيماني را در دست بگيرند. مادرم، اگر تو در کنارم بودي هرگز اين اتفاق برايم رخ نمي داد.مادر در آن دياري که هستي به ديدار احسان برو، تو در آنجا برايش مادري کن، من شرمنده اويم و مي دانم درد بي مادري چيست.خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران وديعه گذاشته و محبت والدين محبت خدايي است. مي دانم شما با مهرترين و مهربان ترين ها هستيد و مهري که به فرزند عزيز از دست رفته خود داريد در ديگري را بر من گشوده است.شايد اين آخرين نامه من باشد و نمي دانم که به دست مهربان شما خواهد رسيد يا نه؟اما تقاضا مي کنم بدانيد اين بهنود، سه سال است در تمام لحظات زندگي خود آرزو مي کند شما را ببيند و به پايتان بيفتد و بگويد، به خدا آنچه گذشت در فهمم نبود، به خدا نفهميدم چه شد، به خدا شرمنده ام.شما هر چه بگوييد هر چه بخواهيد حق داريد.اي کاش گرمي مهر و نور محبت شما ذره يي بر من يخ کرده بتابد، اي کاش مرا ببخشيد.
مهتاب کدامتی سفیر صلح سازمان ملل با همکاری پرویز پرستوی و کیومرث پوراحمد با کمک آقای انتضامی توانستند رضایت خانواده شاکی را بگیرند اما به شرط گرفتن دیه.
شماره حساب ۷۱۷۸۶۵ بانک ملی شعبه باغ فردوس را پرستویی پوراحمد و انتظامی برای چمع آوری کمک های مردمی باز کرده اند تا همه بتوانند به این پسر کمک کنند.
گفتم: کی اومدی بیرون؟
گفت: همین امروز.
گفتم:بالاخره دست از سرت برداشتن؟
گفت: من دست از سرشون بر نمی دارم!
برای پیوستن به این ائتلاف و نیز دادن پیشنهادات خود به منظور جلوگیری از تصویب این لایحه می توانید با ایمیل ما تماس بگیرید. آدرس ایمیل ائتلاف Layehe.zedekhanevade@gmail.com
پی نوشت: متن کامل فراخون در لینک بالا هست...همین طور هم که از اسم فراخوان مشخص هست این بار گروه های مختلف جنبش زنان از هر طیف و گروه علیه این لایحه ائتلاف مشترکی را تشکیل دادند که این فراخوان آن هست ...
پی نوشت: همه در کشورهای دیگه حتی همین کشورهای عرب همسایه، قانون وضع می کنند برای حمایت و بهبود وضعیت حقوقی زنان، ما اینجا باید این همه نگران باشیم و این همه وقت بگذاریم تا قانونی تصویب نشه که تبعیض های قانونی علیه زنان ایرانی را بیشتر از این که هست، می کند.
پی نوشت: آیا واقعا چهارشنبه نمایندگان مجلس به این لایحه رای می دهند؟!!!!
خیلی چیز ها می خواستم در مورد لایحه حمایت از خانواده بنویسم ولی فکر میکنم که همین کافی است